تبليغاتX
یک شاخه اردیبهشت
دوشنبه 8 مهر1387
اولین نوشته به نام تو

عزیز همیشه ی روز هایم سلام

متنی که دیروز باهم توی وب گذاشتیم که یادت هست دوستی نوشته بود

...{اینها را برای مهدی جونت می نویسی}......؟؟؟؟؟؟

حتما خودت هم صبح که من خواب بودم باید خوانده باشی اش.....آهان میپرسی اینها را چرا دارم به تو می گویم؟؟ برای این می گویم که چه خوب که یاد آورمان شد که خیلی وقت ها که دنبال موضوعی برای نوشتن

می گردم و از تو می پرسم آیا چیزی به ذهنت می رسد (مثل دیروز)

تو خودت بهترین موضوع برای نوشتنی .....چرا من اینقدر به قول داداشی گیج میزنم!!!!!!!

پس یادت باشد هرگاه گیج پیدا کردن موضوع برای نوشتن بودم کامنت آن دوست را یادآورم شوی تا از تو بنویسم عزیز...واقعا چه اشکالی دارد گاهی از تو برای تو هم بنویسم چرا باید میان موضوع  های خیالی اینقدر ذهنم را درگیر کنم وقتی تو با یک دنیا خوبی همراه منی

ولی از جهتی دلم برایش میسوزد ما درست شده ایم مصداق آنی که ماه را نشانمان میداد و ما انگشت اش را نگاه می کردیم .....چرا همیشه دنیال کسی توی شعر و نوشته هایمان هستیم ...که یاشد که نفس بکشد پس خدا تخیل را برای چه به ما هدیه داد ؟؟ که توی کمد حبس اش کنیم !!!خودم را می گویم پس این همه عنایت خدا برای کیست ؟آیا فقط برای این است که قاب بگیریم و روی طاقچه بگذاریم و صبح به صبح سلامش کنیم ...اما نه اینطور نیست ولی بگذریم این حرف ها بی فایده است....

"زندگی زیباست کو چشمی که زیبایی ببیند"

یادم رفت بگویم .....بعد از این همه زحمت که برای وبلاگ من میکشی از نوشته های من هم تشکر میکنی !!!

چقدر تو خوبی همسر عزیزم

مریم

نوشته شده توسط مریم در 13:31 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 7 مهر1387
همان حرف های همیشگی

چقدر بي خيال ميان همهمه ي اين روز ها جا مانده ايم عزيز....چقدر حرف كه نا تمام مانده است ميان دستهاي من و تو

گاهي هنوز هم دلم برايت تنگ ميشود ....براي سردرگمي هاي عصر هاي بي قراريت براي نامه هاي وارونه ات وقتي هنوز تابيدن 11عددهمراهت بي فايده مي زند بوق هاي بي مسوليت موبايلت را.......

آنروز كه مي گفتند جواب سلام جواب است كاش مي دانستيم روزي چشمهاي ما در هم خيره نمي شود كه سلامي بماندو بي پاسخي جواب اش .....حرف از اين يكي دوروز اين حوالي نيست خيلي وقت است رخت بربسته ايم از اين دلبستگي خيال خام ستاره بيهوده سوسو ميزندوگرنه ديگر ديرزماني  است به پايين رسيده است شبگرد هاي ما

مریم

نوشته شده توسط مریم در 18:55 | | لینک به این مطلب
شنبه 6 مهر1387
چند سطری از حرف های خط خطی من

توي ياداشت هاي ضروري برايت نوشتم {...گل...}

.....انگار جا گذاشته بودی ....پژمرده بود.

..............................................................................................

به فرض محال که پنجره ی اتاق بازمانده و تاریخ عشقت پریده باشد

حافظه ی خودت هم انگار روغن کاری می خواهد عزیز!!!!!!

................................................................................................

همیشه توی قاب روی طاقچه کسی پرپر نمی زند

گاهی خودت داری ادا در می آوری

وگرنه خوب میدانی بهانه است

نگاه بی سوال عکس کجا وجواب های بی دلیل تو کجا!!!!!!!!!!!

مریم

نوشته شده توسط مریم در 17:45 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 4 مهر1387
از جنس او...

هوای سادگی

بی تو در بهت دلم یک نفس آرامی نیست

می زند دل که در او جز تو کسی راهی نیست

این همه حال عجیب از تب چشمان تو نیست

دل غریبی است که جز کوی تواش جایی نیست

در پریشانی لبخند تو حرفی تازه است

چه عجیب است که با رنگ رخ ات کاری نیست

بی سخن رفت که شبگرد نگاهت باشد

بی خبر بود که این حادثه یک بازی نیست

صحبت ازدغدغه ی رفتن از این بن بست است

سفر از حال و هوای تو که بارانی نیست

گوش کن پیش کسی میروم از پیش کسی

که صدای نفس اش در دل من خالی نیست

جاده پیداست که با من سر صحبت دارد

بی خیال سخن ات حرف دلت آبی نیست

مریم

نوشته شده توسط مریم در 14:12 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 14 شهریور1387
حالا کدامیک؟

اشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را

در خیال پیاله می دیدیم

دستهایمان خالی

دل هامان پر

گفتگوهامان مثلاْ یعنی ما!

کاش می دانستیم

هیچ پروانه ای پریروز پیلگی را به یاد نمی آورد

حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می میریم!

از خانه که می آیی

یک دستمال سفیدُ پاکتی سیگارُ گزیده شعر فروغِ

و تحملی طولانی بیاور

احتمال گریستن ما بسیار است.

                                                            سیدعلی صالحی(۱۳۴۱)

 

نوشته شده توسط مریم در 11:18 | | لینک به این مطلب